بارونی

خرید بک لینک
پشیمانی!چقدر ناگوار است که راه برگشتی وجود نداشته باشد. به خصوص وقتی با یک موجود زبان نفهم مثل کامپیوتر سر و کار داری! و به خصوصتر وقتی وسوسه شدهای و سیستمت را از ویندوز 8 به ویندوز 10 ارتقاء دادهای و حالا آنقدر سرعت اینترنتت کند شده که هر بار که سیستمت را روشن میکنی جان به لب میشوی نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۶ساعت 21:58 توسط سایه| | بارونی...

ما را در سایت بارونی دنبال می‌کنید

برچسب: پشیمانی, نویسنده: بازدید: 15 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:14

معجزه آفتابروز اول که دیدمش تازه از پشت بام آمده بود پایین! یک گلدان نسبتاً بزرگ با چهار تا شاخه شکسته و زرد که کسی دلش سوخته بود برایش و آورده بودش به اتاق ما. اتاق پرنور و روشن ما! این اولین گلدانی بود که قدم به اتاق ما میگذاشت. حال و حوصله گلدانبازی نداشتم و اصلاً فکر نمیکردم کار جالبی باشد. البته در قبال این گلدان که هیچ کس محل به آن نمیگذاشت احساس مسئولیت میکردم و مسئولیت آب دادن به آن را به عهده گرفته بودم. فقط در حد رفع تکلیف و اینکه بالاخره این هم مخلوق خداست و تشنهاش میشود. نمیدانم چند ماه گذشت که یک روز متوجه شدم تعداد برگهایش چقدر زیادتر شده. آن گلدان خشک و نزار کم کم جان بارونی...

ما را در سایت بارونی دنبال می‌کنید

برچسب: معجزه,آفتاب, نویسنده: بازدید: 27 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:14

هیچ...
اما تو هیچ بودی
و دیدم هنوز هم
در سینه هیچ نیست
به جز آرزوی تو

فروغ فرخزاد

نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۶ساعت 21:48 توسط سایه| |


بارونی...

ما را در سایت بارونی دنبال می‌کنید

برچسب: هیچ, نویسنده: بازدید: 16 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:14

این خانه سیاه استامروز برای اولین بار فیلم "خانه سیاه است" را دیدم. مستند تلخی از فروغ فرخزاد درباره جذامیان آسایشگاه بابا باغی تبریز. شاید به دلگیری و زیبایی شعرهایش. جالب است وقتی یک هنرمند دست به آفرینش می زند، همه تراوشات روحش شبیه به هم از آب در می آیند، خواه شعر باشد یا فیلم یا یک قطعه ادبی یا نریشن یک فیلم مستند. خانه سیاه است هم مثل شعرهای فروغ زیبا بود و تلخ. اما خدا را شکر که دیگر خانه سیاه نیست! خدا را شکر که دیگر به ندرت کسی در ایران به جذام مبتلا می شود تا مردم از شهر بیرونشان کنند و بعد کسی مثل فروغ بخواهد درباره شان فیلم بسازد.نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۶ساعت 2 بارونی...

ما را در سایت بارونی دنبال می‌کنید

برچسب: این,خانه,سیاه,است, نویسنده: بازدید: 17 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:14

زیر سقف دودی!همراه چند نفر از دوستان به فرهنگسرای ارسبان رفته بودیم. قرار بود به تماشای فیلم زیر سقف دودی بنشینیم. اکران فیلم با حضور خانم پوران درخشنده، کارگردان، و یکی دو نفر از بازیگران فیلم و آقای سهیل رضایی، روانشناس برگزار میشد. این فیلم هم مثل دیگر فیلمهای خانم درخشنده با دغدغههای اجتماعی بارونی...

ما را در سایت بارونی دنبال می‌کنید

برچسب: دودی, نویسنده: بازدید: 21 تاريخ: سه شنبه 24 مرداد 1396 ساعت: 23:25

رفته بودم سرِ حوض ...

تا ببينم شايد ؛
عکس تنهايي خود را در آب !
آب درحوض نبود ...!

سهراب سپهری

نوشته شده در سه شنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 22:32 توسط سایه| |

بارونی...

ما را در سایت بارونی دنبال می‌کنید

برچسب: رفته,بودم, نویسنده: بازدید: 16 تاريخ: سه شنبه 24 مرداد 1396 ساعت: 23:25

گاهی که بی پول می شوم می آید سراغم:اینقدر داری؟ برای فلان کار می خواهم!فلان قدر بده باید پول فلانی را بدهم، کم دارم!فلان قدر داری؟ یادم رفته از عابر بانک پول بگیرم..با قرض دادن بیگانه نیستم اما نه در هر شرایطی! بگذریم که او قرض نمی گیرد. از جیب من هزینه می کند! هر وقت همان اول برج پولهایم را خرج بارونی...

ما را در سایت بارونی دنبال می‌کنید

برچسب: پولی, نویسنده: بازدید: 53 تاريخ: سه شنبه 24 مرداد 1396 ساعت: 23:25

در سکوت صدایی است؛
دلی باید تا در یابد ...

شمس تبریزی

بارونی...

ما را در سایت بارونی دنبال می‌کنید

برچسب: سکوت, نویسنده: بازدید: 30 تاريخ: سه شنبه 24 مرداد 1396 ساعت: 23:25

از سفر برگشته بودند. نشسته بودیم دور هم و آنها داشتند از اتفاقات خنده دار سفر تعریف می کردند. این یکی می گفت فلانی را هم برایشان بگو. آن یکی چیز دیگری به خاطر می آورد. بعضی اتفاقات شاید در آن شرایط خاص خنده دار بودند اما جز یک لبخند سرد و ماسیده چیزی روی لبهای ما نمی نشاندند! یکی از آن چند نفر که ا بارونی...

ما را در سایت بارونی دنبال می‌کنید

برچسب: سکوت, نویسنده: بازدید: 7 تاريخ: سه شنبه 24 مرداد 1396 ساعت: 23:25

همه جا را تمیز کرده ام،همه پنجره ها راسنگهای کف بالکن رادیوارهای آجری کنار پنجره راحتی آن دریچه کوچک پشت انباری را...فرشها، پرده ها، همه خرت و پرت های توی کمد، همه لباسهای آویزان شده به رخت آویز، همه همه را تمیز کرده ام.باورت می شود؟ چقدر لباس توی کمد بود که از یادم رفته بود بپوشمشان.چقدر کتا بارونی...

ما را در سایت بارونی دنبال می‌کنید

برچسب: شاید,وقتی,دیگر, نویسنده: بازدید: 19 تاريخ: سه شنبه 24 مرداد 1396 ساعت: 23:25

صفحه بندی